1
دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه معماری، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران.
2
دانشیار دانشکده مهندسی، گروه معماری، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران.
10.30470/jaer.2025.2080351.1189
چکیده
در شرایطی که کیفیت مکان بهعنوان یکی از شاخصهای کلیدی و تأثیرگذار در ارزیابی فضاهای معماری مطرح است، نظریه «هتروتوپیا» که نخستین بار توسط میشل فوکو معرفی شد، بستری نظری گسترده و انعطافپذیر برای درک فضاهای چندلایه، متداخل، پیچیده و معنادار فراهم میکند. هتروتوپیا نه صرفاً نوعی فضای کالبدی یا یک موقعیت فیزیکی خاص، بلکه نوعی نگرش انتقادی و پرسشگرانه به ساختارهای رایج و تثبیتشده مکان است؛ نگرشی که امکان تجربهای متفاوت و چندبعدی از زمان، فضا، حضور و معنا را فراهم میسازد و افقهای تازهای از فهم فضا را پیشِ رو قرار میدهد.
این مقاله با هدف تبیین رابطه میان هتروتوپیا و کیفیت مکان، به تحلیل مفهومی و نظری جایگاه این مفهوم در معماری معاصر میپردازد. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل نظری، تطبیقی و انتقادی است و با بهرهگیری از آرای اندیشمندانی چون فوکو، نوربرگ شولتز، دلوز، سوجا و باشلار، ابعاد مختلف هتروتوپیا در نسبت با کیفیت مکان بهطور دقیق واکاوی میشود. یافتههای پژوهش نشان میدهد که فضاهای هتروتوپیک، با ساختاری چندلایه، حافظهمحور، سیال، ادراکی و روایتپذیر، واجد ظرفیتهایی منحصربهفرد و تأثیرگذار در ارتقای کیفیت مکاناند و میتوانند تجربه زیسته کاربران را غنا بخشند.
در نهایت، با تحلیل پیوندهای میان هتروتوپیا و کیفیت مکان، مدلی مفهومی ارائه شده است که چگونگی همنشینی معنا، حضور، خاطره، تجربه زیسته و خوانایی فضایی را در تولید مکانهای معنادار، زیستپذیر و ماندگار آشکار میسازد. این مقاله میکوشد از رهگذر این مفاهیم، افقی نو و الهامبخش برای طراحی فضاهای معماری فراهم آورد؛ فضاهایی که به جای تولید لامکانها، به آفرینش مکانهایی برای بودن، زیستن، ادراک و بهیادآوردن بینجامند.