رشد شتابان شهرنشینی، تغییرات اقلیمی، محدودیت منابع طبیعی و تشدید بحران امنیت غذایی، ضرورت بازاندیشی در رابطه دیرینه میان معماری، منظر و فرآیندهای تولید غذا را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این میان، معماری معاصر غالباً به ایجاد فضاهای مصرفی محدود شده و نقش آن در پیوند با نظامهای تولیدی و اکولوژیک تضعیف گردیده است؛ امری که به گسست میان فضاهای زیستی انسان و بسترهای تولید کشاورزی منجر شده و فرصتهای طراحی برای پایداری و تعامل متقابل میان انسان، فضا و طبیعت را محدود کرده است. پژوهش حاضر با هدف تدوین یک مدل مفهومی یکپارچه برای پیوند معماری و کشاورزی در طراحی منظرهای تولیدی پایدار انجام شده است. روش تحقیق این مطالعه مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی و مرور نظاممند ادبیات تخصصی مرتبط با معماری، کشاورزی، منظرهای تولیدی و رویکردهای پایداری است. این فرآیند شامل شناسایی و طبقهبندی مضامین کلیدی، استخراج مؤلفههای اصلی و تحلیل روابط میان آنها بوده است. بر اساس تحلیل مضامین تکرارشونده در منابع و مطالعات مورد بررسی، مؤلفههای رابطه میان معماری و کشاورزی در چهار بُعد اصلی زیستمحیطی، فضایی–زیباشناختی، عملکردی–تولیدی و اجتماعی–اقتصادی سازماندهی شدهاند. یافتهها نشان میدهد که این ابعاد نه بهصورت مستقل، بلکه در قالب یک سیستم شبکهای پویا با روابط متقابل و بازخوردی عمل میکنند و کیفیت، کارآمدی و پایداری منظرهای تولیدی از تعامل همزمان میان این ابعاد حاصل میشود. علاوه بر این، پژوهش حاضر نشان میدهد که تلفیق ابعاد فضایی، زیباشناختی و اجتماعی–اقتصادی با مؤلفههای عملکردی و زیستمحیطی، چارچوبی تحلیلی و راهبردی فراهم میآورد که میتواند طراحان، برنامهریزان شهری و سیاستگذاران را در هدایت پروژههای معماری مرتبط با کشاورزی در مقیاسهای مختلف یاری دهد. بدین ترتیب، مدل مفهومی ارائهشده نه تنها به فهم عمیقتر تعاملات پیچیده میان معماری و فرآیندهای تولید غذا کمک میکند، بلکه امکان ایجاد منظرهای تولیدی پایدار، کارآمد و انسانیمحور را نیز فراهم میسازد.