پژوهش‌های معماری و محیط

پژوهش‌های معماری و محیط

ارائه مولفه های موثر در طراحی مراکز درمانی کودک با رویکرد بیوفیلیک در شهر مشهد

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی نخست کارشناسی ارشد معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه خیام، مشهد، ایران.
2 دانشجوی دوم کارشناسی ارشد معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه خیام، مشهد، ایران.
3 استادیار، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه خیام، مشهد، ایران.
10.30470/jaer.2026.2036144.1159
چکیده
محیط‌ های درمانی کودک علاوه بر پاسخگویی به نیازهای پزشکی و عملکردی، باید نیازهای روانی، ادراکی و عاطفی کودکان و خانواده‌ های آنان را نیز تأمین کنند. کودکان به دلیل ویژگی‌ های رشدی و حساسیت بیشتر نسبت به محیط پیرامون، تجربه متفاوتی از فضاهای درمانی دارند و عواملی مانند اضطراب، ترس از فرآیند درمان و حضور در محیط ‌های نا آشنا می‌تواند بر کیفیت تجربه آنان تأثیرگذار باشد. ازاین‌رو، طراحی مراکز درمانی کودک نیازمند رویکرد هایی است که ضمن حفظ الزامات درمانی، محیطی آرام، قابل درک و حمایت‌کننده ایجاد کنند. معماری بیوفیلیک با تأکید بر ارتباط انسان با طبیعت و تأثیر آن بر سلامت روانی و جسمی کاربران، می‌تواند در تحقق این هدف نقش داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت ‌بندی مؤلفه ‌های مؤثر در طراحی مراکز درمانی کودک با تأکید بر اصول معماری بیوفیلیک انجام شده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی است. در مرحله نخست، با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و بررسی پژوهش‌های مرتبط، مؤلفه‌های اولیه استخراج و در شش گروه اصلی شامل مؤلفه‌های فرمی، عملکردی، موقعیت مکانی، بیوفیلیک ، خدماتی و مخاطبین دسته ‌بندی شدند. در مرحله دوم، پرسشنامه ‌ای بر اساس طیف لیکرت در اختیار متخصصان حوزه معماری، طراحی فضاهای درمانی و حوزه‌های مرتبط قرار گرفت و داده‌های حاصل تحلیل شد. یافته‌های پژوهش نشان داد تمامی مؤلفه‌های شناسایی‌شده در طراحی مراکز درمانی کودک مؤثر هستند، اما از نظر اولویت تفاوت دارند. مؤلفه‌های فرمی در بالاترین رتبه و پس از آن مؤلفه ‌های عملکردی، موقعیت مکانی، بیوفیلیک، خدماتی و مخاطبین قرار گرفتند. همچنین، نور طبیعی، ارتباط بصری با طبیعت، الگو های طبیعی و تجربه ‌های چند حسی می‌توانند در کاهش اضطراب و افزایش آرامش کودکان مؤثر باشند. در مجموع، طراحی مراکز درمانی کودک باید با رویکردی یکپارچه، نیاز های روانی و رشدی کودک، الزامات عملکردی و کیفیت‌ های محیطی را همزمان مورد توجه قرار دهد و معماری بیوفیلیک را به‌عنوان ابزاری برای ایجاد محیطی کودک‌ محور، آرامش ‌بخش و حمایت‌کننده به کار گیرد.
کلیدواژه‌ها