پژوهش‌های معماری و محیط

پژوهش‌های معماری و محیط

ارزیابی و بهینه‌سازی عملکرد بصری و پیکر بندی فضایی الگوی بیومیمتیک در طراحی یک مجموعه تجاری در اقلیم معتدل و مرطوب

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 مربی، گروه معماری و شهرسازی، دانشکده مهندسی عمران و معماری، دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی گروه معماری و شهرسازی، دانشکده مهندسی عمران و معماری، دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران.
10.30470/jaer.2026.2089398.1218
چکیده
مراکز خرید، به‌عنوان فضاهای تجاری پیچیده و پرتردد، به راهبردهای طراحی نوآورانه‌ای نیاز دارند که بتوانند به‌طور هم‌زمان کیفیت بصری، خوانایی فضایی و عملکرد تجاری را مورد توجه قرار دهند. در این زمینه، طراحی بیومیمتیک، هنگامی که بر اهداف عملکردی قابل‌اندازه‌گیری و نه صرفاً تقلید زیبایی‌شناختی از طبیعت استوار باشد، ظرفیت قابل‌توجهی برای بهبود عملکرد فضایی و بصری دارد. پژوهش حاضر به ارزیابی و بهینه‌سازی عملکرد بصری و پیکربندی فضایی یک الگوی بیومیمتیک مبتنی بر ساختار گل در یک مجموعه تجاری در بابلسر، ایران، می‌پردازد. در این پژوهش، یک روش‌شناسی تحلیلیشبیه‌سازی با تلفیق مدل‌سازی پارامتریک در نرم‌افزارهای (Rhino/Grasshopper)، بهینه‌سازی با استفاده از الگوریتم ژنتیک، تحلیل ایزوویست سه‌بعدی و تحلیل نحو فضا (Space Syntax) توسعه یافته است. این چارچوب یکپارچه امکان ارزیابی کمی عملکرد فضایی را در دو مقیاس شهری و داخلی فراهم می‌کند. در مقیاس شهری، نتایج نشان می‌دهد که قرارگیری توده ساختمان در مرکز سایت، با دستیابی به مقدار ۶ درصد برای ایزوویست، و همچنین استفاده از پیکربندی دوگلبرگی، با میانگین مقدار ایزوویست ۴.۹۳ درصد، بالاترین عملکرد بصری را از خیابان‌های پیرامونی ایجاد می‌کنند. این نتایج برای محیط‌های تجاری اهمیت مستقیمی دارند؛ زیرا میزان دیده‌شدن و برجستگی فضایی مجموعه از بستر شهری می‌تواند در جذب مشتریان مؤثر باشد. در مقیاس داخلی نیز، پیکربندی بیومیمتیک بهینه‌شده در مقایسه با فرم پایه، بهبودهای قابل‌توجهی را در تمامی شاخص‌های نحو فضا نشان داد. مقدار شاخص یکپارچگی (Integration) از ۵.۱۶ به ۹.۴۰، شاخص اتصال‌پذیری (Connectivity) از ۲۱.۵۳ به ۱۰۰.۷۹ و شاخص انتخاب (Choice) از ۴۷.۷۶ به ۱۷۹.۲۸ افزایش یافت. چشمگیرترین بهبود مربوط به شاخص اتصال‌پذیری بود که تقریباً ۴.۷ برابر افزایش یافت و بیانگر ارتقای قابل‌توجه دسترسی بصری و فضایی میان فضاهای داخلی است. افزایش شاخص انتخاب نیز نشان‌دهنده تنوع بیشتر مسیرهای بالقوه حرکت و کاهش تمایل به تمرکز جریان حرکتی در نقاط خاص است. در مجموع، یافته‌ها نشان می‌دهند که رویکردی مسئله‌محور به بیومیمیک، که در آن اهداف کمی مربوط به دیدپذیری و عملکرد فضایی به‌طور مستقیم به متغیرهای طراحی پارامتریک ترجمه می‌شوند، می‌تواند طراحی بیومیمتیک را از تقلید صرف از فرم‌های طبیعی به سمت بهینه‌سازی معماری مبتنی بر عملکرد سوق دهد. چارچوب پیشنهادی، مبنایی کمی برای تلفیق اصول بیومیمتیک با طراحی محاسباتی و تحلیل فضایی فراهم می‌کند و در عین حال می‌تواند به بهبود دسترسی بصری، پیکربندی فضایی و ظرفیت بالقوه عملکرد تجاری مجموعه‌های خرده‌فروشی کمک کند.
کلیدواژه‌ها