«مکان»، بنمایه معماری است؛ جنسی از معرفت و آگاهی دارد. مکان هم درک میکند و هم آشکار میسازد. مکان، جانِ معماری است که از دلِ رابطهها زایش مییابد؛ پیوندِ مفاهیم را شکار کرده و آنها را آشکار میکند. مکان میگسلد و میپیوندد؛ حلقه اتصال میان دو موجود بنیادین است، دو هست، دو بودن: آدمی و کیهان، بشر و جهان هستی. آنچه امروز ما را به مفهوم مکان نزدیک میکند، «معماری محیطی–انسانی» یا به بیانی سادهتر، «محیطِ انسانی» است. محیطِ انسانی، غایت و سرانجامِ معماری و حاصل درهمآمیختگیِ زیستبوم و آدمی است. کشف و بازتاب این درهمتنیدگی است که همزمان به «بوم» و «آدمی» چشم دارد. معماری در آغاز راه خود، یا به آدمی مینگرد که در این صورت «معماریِ انسانی» است و آدمی را میپروراند و حفظ میکند، یا به محیط معطوف است که در این حالت «معماریِ محیطی» است و زیستبوم آدمی را معنا بخشیده و از آن پاسداری میکند. اما «محیطِ انسانی»، خودِ مکان است؛ جایی که مرزی میان “بودن” و “شدنِ” آدمی در آن نیست. در محیط انسانی، «بوم» همان «بودن» است و «بودن» همان «بوم»؛ و به دیگر سخن، این همان «مکانِ سبز» است. در امتداد این نگاه، نشریه «پژوهشهای معماری و محیط» در جستجوی مکان بهعنوان گوهر معماری، مفهوم محیطِ انسانی را واکاوی میکند. این نشریه در دو وجهِ معماری محیطی و معماری انسانی، به این دو مفهوم و پیوند میانشان میاندیشد تا به آرمانِ “مکانِ سبز” دست یابد. در این شماره، سه مقاله به «معماری و محیط» میپردازد، پنج مقاله «معماری و انسان» را بررسی میکند و چهار مقاله ما را به سوی درک عمیقترِ «محیطِ انسانی» رهنمون میسازد. با هم میخوانیم و دل میسپاریم.