پژوهش‌های معماری و محیط

پژوهش‌های معماری و محیط

بهره‌گیری از مفهوم میان‌افزا در بازآفرینی فضاهای میراث صنعتی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی معماری، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد، دانشکده معماری، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 کارشناس ارشد معماری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
10.30470/jaer.2026.2089999.1221
چکیده
بازآفرینی فضاهای میراث صنعتی در دهه‌های اخیر، به‌دلیل تغییر ساختارهای تولید و افول کارکردهای اولیه، به یکی از چالش‌های اصلی در حوزه‌های حفاظت و طراحی معماری تبدیل شده است. در این میان، رویکرد بازاستفاده تطبیقی به‌عنوان راهبردی متداول برای تداوم حیات این بناها مطرح است، اما تجربه‌های اجرایی نشان می‌دهد که تغییر کاربری و مرمت کالبدی به‌تنهایی نمی‌تواند حضورپذیری و تعاملات اجتماعی را در این فضاها تضمین کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش مداخله‌ی میان‌افزا در ارتقای کیفیت فضایی پروژه‌های بازاستفاده‌ی تطبیقی میراث صنعتی انجام شده است و در پی پاسخ به این پرسش است که مداخله‌ی میان‌افزا از طریق چه سازوکارهای کالبدی و فضایی می‌تواند میان ساختار تاریخی و نیازهای معاصر ارتباطی پویا برقرار سازد. این پژوهش با رویکردی کیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای، ابتدا مؤلفه‌های نظری مرتبط با کیفیت فضایی و سرزندگی را استخراج کرده و سپس با روش تحلیل تطبیقی، شش نمونه‌ی شاخص (چهار پروژه‌ی بین‌المللی و دو پروژه‌ی داخلی) را بر اساس پنج مؤلفه‌ی سازمان فضایی، کیفیت حرکت، رابطه‌ی قدیم و جدید، فضاهای میانی و سرزندگی فضایی، مورد بررسی قرار داده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که مداخله‌ی میان‌افزا از طریق پنج سازوکار اصلی شامل حفظ و برجسته‌سازی ساختار تاریخی، بازسازماندهی روابط حرکتی، ایجاد فضاهای واسط، تنوع‌بخشی فضایی-زمانی و تقویت نفوذپذیری و تعاملات اجتماعی، به بازآفرینی کیفیت فضایی می‌انجامد. همچنین، مقایسه‌ی نمونه‌ها حاکی از آن است که در پروژه‌های بین‌المللی تأکید بیشتری بر تجربه‌ی ادراکی و خلق عناصر شاخص حجمی وجود دارد، در حالی که در نمونه‌های داخلی به‌دلیل محدودیت‌های سرمایه‌گذاری و تفاوت در نوع کاربری، راهبردهای مبتنی بر بازسازماندهی حرکت و تقویت فضاهای باز جمعی، کارآمدتر به‌نظر می‌رسد. در نهایت، پژوهش با ارائه‌ی چارچوبی تحلیلی که پیوند میان سه لایه‌ی ساختار تاریخی، راهبردهای میان‌افزا و کیفیت فضایی را تبیین می‌کند، بر ضرورت برقراری تعادل پویا میان حفظ خوانایی تاریخی و پاسخ‌گویی به نیازهای فضایی معاصر تأکید دارد و پیشنهاد می‌کند که در پروژه‌های داخلی، توجه به شبکه‌ی حرکتی، فضاهای نیمه‌باز و حیاط‌ها، به‌عنوان زیرساخت‌های سرزندگی، در اولویت قرار گیرد.
کلیدواژه‌ها