دانشآموخته کارشناسی ارشد، گروه معماری، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران.
10.30470/jaer.2026.2095136.1230
چکیده
ادراک فضایی یکی از مؤلفههای اساسی رشد شناختی کودکان است که نقش مهمی در تعامل با محیط، جهتیابی و یادگیری ایفا میکند. با وجود اهمیت این توانایی، بخش قابلتوجهی از رویکردهای آموزشی و پژوهشی موجود، ادراک فضایی را عمدتاً در قالب فرآیندهای ذهنی یا مهارتهای دیداری بررسی کردهاند و کمتر به نقش بدن، حرکت و تجربه مستقیم محیط توجه داشتهاند. پژوهش حاضر با هدف تبیین ظرفیت عناصر بنیادین طراحی معماری در توسعه ادراک فضایی کودکان، این موضوع را از منظر علوم شناختی و پدیدارشناسی ادراک بررسی میکند. این پژوهش از نوع نظری–مفهومی بوده و با رویکردی تحلیلی–تفسیری انجام شده است. مفاهیم بدنمندی، ادراک چندحسی و حسی–حرکتی در دو حوزه علوم شناختی و پدیدارشناسی تحلیل شدند تا نشان داده شود هر دو رویکرد، علىرغم تفاوتهای معرفتشناختی، بر نقش بنیادین «حرکت» بهعنوان تأثیرگذارترین مؤلفهی حسی–ادراکی در شکلگیری تجربه فضایی همسو هستند. در ادامه، با تکیه بر مفهوم "حرکت دربرگیرنده" که در ارتباطی تنگاتنگ با اساس مفهوم "بدنمندی" است، نحوهی بیان و ادراک حرکت در فرمهای ایستای معماری تبیین شد و بر این اساس، عناصر بنیادین طراحی معماری—نقطه، خط، سطح و حجم—از منظر الگوهای حرکتیای که در بدن ادراککننده برمیانگیزند بازخوانی شدند. نتایج نشان میدهد که هر یک از این عناصر، الگوی حرکتی بدنمند متفاوتی (توقف و تمرکز، امتداد و جهتیابی، تماس و مواجهه، احاطهشدگی) را فعال میکند که به شکلگیری مفاهیم فضایی بنیادین میانجامد. بر این اساس، مدلی مفهومی ارائه شده است که ارتباط میان عناصر بنیادین معماری، الگوی حرکتی برانگیختهشده و مفهوم فضایی ادراکشده را تبیین میکند و میتواند مبنایی نظری برای طراحی و ارزیابی تمرینهای بدنمند در پژوهشهای آتی فراهم آورد.